کارگردان: رومن پولانسکی تهیه‌کننده: سید بن سید الیور بربرن مارتین موژوویچ نویسنده: یاسمینا رضا (کتاب) رومن پولانسکی (فیلمنامه) بازیگران: جودی فاستر کیت وینسلت کریستوف والتس جان سی ریلی مدت ها بود که انتظار فیلمی متعالی از یکی از کارگردان های محبوب زندگی ام، رومن پلانسکی را می کشیدم. از نظر من، آخرین فیلم پلانسکی وار او مرگ و دوشیزه است. فیلم اخیر پلانسکی فیلم کشتار (2011) است که اتفاقا از جهت ساختار و فرم، به دوشیزه و مرگ شباهت دارد. در دوشیزه و مرگ هم، ما تنها 3 بازیگر داریم که اکثر زمان فیلم در داخل خانه هستند. اما این فیلم اخیر پلانسکی، ملاحظات دوشیزه و مرگ را هم ندارد و کاملا در فضایی محدود فیلم برداری شده است. فیلم بر اساس نمایش نامه ای از یاسمین رضا ساخته شده که بارها مورد اقتباس های مختلف قرار گرفته است. دو پسر بچه با هم دعوا می کنند، یکی از آنها، دیگری را با چوب می زند و حالا والدین پسری که با چوب ضربه زده، به دیدار والدین فرزند مورد هجوم می روند تا نشان دهند که چه انسان های وظیفه شناس و مسئولی هستند. نوع لباس ها، رفتار، دقت در انتخاب کلمات و آداب اجتماعی به گونی است که هر دو را خانواده ای با شخصیت و متمدن نشان می دهد . اما چه کسی می داند که همین آدم ها در موقعیت خاص دیگر، چه رفتاری را بروز خواهند داد. بحث های مختلفی در می گیرد. از شغل، از علاقه مندی به هنر، از داشتن دار و دسته در دوران نوجوانی و حتی رها کردن یک همستر در طبیعت از سر عدم مسئولیت. فضای عصبی کننده پلانسکی وار از همان ابتدا ما را به فضای داستان پرتاب می کند. از موسیقی کلاسیک فیلم که ناگهان تنش زا می شود تا بالا آوردن نانسی (کیت وینسلت)، الفاظ رکیکی که نثار یکدیگر می کنند و در نهایت نفرت و کینه که هریک به جا می گذارند و این فضای رنج آور و عصبی کننده، تنها از عهده رومن پلانسکی است که بر می آید. جای هانکه هم خالی که کمی چاشنی خون و کشتار به فیلم بیافزاید! هیولایی که درون این آدم هاست، در جایی خود را نشان می دهد. هم گناهکار و هم بی گناه، شاید در شرایط یکسان، اگر جایشان با هم عوض شود همان رفتار را داشته باشند. تنها این موقعیت است که جای این دو را می تواند عوض کند. فیلم را دوست داشتم و با وجود اینکه شدیدا من را عصبی کرد و دیدن رفتارهای این آدم ها رقت آور بود، آن را ستایش می کنم. منبع: کافه نقد